قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
524
تاريخ الفي ( فارسى )
مشركانى و دشمن مؤمنان . در گمراهى رئيسى و در اسلام خسيسى . تو از آن جماعتى كه با مصطفى ، صلّى اللّه عليه و آله ، جنگ كردند و او را هجو گفتند و بعد از آن امّت او را در فتنه افكندند . تو ابتر پسر ابترى و دشمن خدا و رسول و اهل بيت رسول اويى . برخيز از اينجا كه تو را اهليت اينجا نيست و لياقت آن ندارى كه در اين مجلس سخن گويى . عمرو برپاى خاست و به گوشهاى خاموش نشست . « 1 » در اين محل عبد اللّه بن خبّاب ، كه از مبارزان مشهور و معروف لشكر امير المؤمنين على بود و به نزد امير المؤمنين كمال عزّت داشت ، بر پاى خاست و گفت : « يا امير المؤمنين ، تو ما را در جنگ جمل به كارهاى مختلف امر فرمودى ما آن را قبول كرديم و در فرمانبردارى تو كمال سعى و اهتمام به جاى آورديم . امروز ما همان ياراى توايم كه ديروز بوديم . هيچ قصور و خلل به حال ما و اعتقاد ما راه نيافته . و چنان مىبينم كه تو به اين قضيهء حكم راضى نيستى و مكروه مىدارى . جانهاى اين مخالفان در جنگ بشد و چون ايشان را جز اميّدى ضعيف نماند پناه به مصحفها بردند و از بيم شمشير و نيزهء ما دست در كلام خداى تعالى زدند و تو ايشان را اجابت كردى . اگر همانا راضى نيستى ، رأى تو عالىتر ؛ چه ، تو اوّل مايى به ايمان و آخر مايى به ديدار مصطفى ، صلّى اللّه عليه و آله ، و ما در پيش تو شمشيرها بر گردن نهاده و نيزهها به دست گرفتهايم و ايستادهايم تا هرچه فرمايى مطيع و منقاد باشيم ؛ و السّلام . پس صعصعة بن صوحان العبدى برخاست و گفت : اى امير المؤمنين ، دلهاى ما به اطاعت تو خوشحال و خرّم است و چشمهاى ما در جنگ با دشمنان تو روشن . تو والى مطاعى و ما رعيت و اتباع . تو از ما داناترى به حكم خداى تعالى ، و از ما بهترى در اقامت لوازم دين ، و بزرگ و مقدّمترى در تقديم شرايع ايمان . مقتدا و سيّد مايى بعد از مصطفى ، صلّى اللّه عليه و آله ، و هيچكس به دو از تو نزديكتر نيست . پس درود از خداى تعالى بر آن حضرت باد و بر تو . و در اين حادثه به مقتضاى رأى خويش كارفرماى و اگر تو را اين قضيهء حكمين خوش نمىآيد دل در آن مبند كه بر تو ظلمى است و نه كسى در تو عاصى مىشود . و اگر همه مردمان تو را فرمان نخواهند برد ما مطيع و فرمانبردار توايم و خواهيم بود . اگر ايشان را در اين كار كه مىگويند و ما را بدان مىخوانند اجابت مىكنى ما تو را متابعت مىنماييم و اگر قبول نمىكنى ما نيز در اطاعت و انقياد دقيقهاى فرونمىگذاريم . و السّلام . چون صعصعة بن صوحان اين فصل بگفت امير المؤمنين را بسيار خوش آمد و او را بستود و بر او ثنا گفت .
--> ( 1 ) . ابن ابى الحديد گويد : « عمرو برخاست و گفت : به خدا سوگند پس از امروز ميان من و تو مجلسى صورت نخواهد گرفت . » ؛ - شرح نهج البلاغه ، ج 1 ، ص 347 .